من درس علو م والبته جغرافیارادوست دارم واز درس ریاضی متنفر هستم بر عکس خواهرم مریم راستی به وبلاگ مریم سر بزنید اسم وبلاگ خواهرم سیگماهست وبلاگ جا لبی هست
من چاق و خواهرم لاغر است موی من فر است ومو ی مریم صاف است مریم هیچ شبا هتی به من ندارد
غذای پیتزا را دوست دارم و از نوشیدنی ها اب پرتقال را دوست دارم
می خواهم اطلا عا تی به شما بدهم:
سنجاب در جنگل و باغ زندگی می کند سنجاب دم پشمالووقشنگی دارد
سنجاب ازپنجه های جلویی برای گرفتن غذا استفاده می کند
بچه سنجاب هنگام تولد نه موداردنه دندان سنجاب هنگام تولد به اندازه انگشت شستتان است
امروز یک شنبه ۲۷/۱۱/۸۶
آیدا بعد از دو روز نیامدن به مدرسه و رفتن به کوه و ننوشتن درس خود به کلاس آمد و با یک اردنگی از معلممان بیرون شد.
بعد هم با دو چک خوردن از خانم کشیری به ان(ایدا) صدمه زد.
و ایدا گریه کرد.راستی دو روز قبل کادو های بچه ها برای شاگرد اول شدن دادن.ایدا شاگرد سوم شد ولی چون به مدرسه نیامده بود به ان ندادند.وقتی ایدا در کلاس اماده شد کادوی ان را به ایدا ندادند و خانم معلم گفت:دررست میشه
البته خالی بستم.معلم ان را دعوا کرد و گفت:همون ۷۰۰تا سکه
بازم خالی بستم.خانم معلم گفت:برو با بزرگترت بیا بچه که تنهایی خاستگاری نمیاد.خانوم معلم خییییییلیی چیزاااا گفت
دیروز وقتی خانوم معلم وارد کلاس شد کادو ایدا دستش بود و وقتی دید باز هم ایدا نیامد گفت:بگزار فردا بیاید کادو را میکوبم تو کلش(کله اش) بعد گفت:یه آشی براش بپزم که توش یه خیلی هویچ داشته باشه
وقتی من کادویی که از طرف مدرسه گرفته بودم باز کردم دیدم یک عروسک است.اسم آن را مهتاب گذاشتم.خانوم معلم ما معلم خیلی خوبی است.برای بچه های ضعیف بارها توضیح میدهد و من از این استفاده میکنم و خوب یاد میگیرم چون من دانش اموز زرنگی هستم و خانوم معلم فکر میکند با یک بار گفتن من میفهمم هه هه هه هه
جمعه بود ما به اسکله بندر ترکمن رفتیم بابام در حالی که یک چشمش بسته بود شبیه دزد دریایی فقط یک پای چوبی کم داشت.یه خیلی خرید کردیم و آخر هم پولی برایمان باقی نماند.

این اتاق ماست اسکیوزمی که خیلی مجردی است.البته مریم گفت این عکس را نزار ولی من گفتم باید بزارم